السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

81

تفسير الميزان ( فارسي )

خود را ائتفاك كرد ، يعنى زير و رو كرد . و كلمه « اهواء » كه مصدر فعل « أهوى » است به معناى اسقاط است . و معناى آيه اين است كه : قراى قوم لوط ( مؤتفكة ) را به اين وسيله به زمين كوبيد و ساقط كرد ، كه سرزمينشان را زير و رو نموده دستخوش خسف نمود ، * ( « فَغَشَّاها ما غَشَّى » ) * در نتيجه عذاب خدا شاملش شد و احاطه اش كرد ، آن مقدار كه شاملش شد و احاطه اش كرد . احتمال هم داده‌اند كه مراد از « مؤتفكة » اعم از قراى قوم لوط و تمامى قريه هايى باشد كه سكنه آنها در تاريخ بشريت دچار عذاب شده و منقرض شدند ، و خرابه هاى آن قريه ها و علامتهايى از آنها بجاى مانده . * ( « فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى » ) * كلمه « آلاء » جمع « الى » به معناى نعمت است و كلمه « تمارى » به معناى تشكك و خود را به طور مصنوعى مردد جلوه دادن است ، و جمله متفرع بر ما قبل است كه افعالى را به خداى تعالى نسبت مىداد . و معناى آن اين است كه : وقتى خداى تعالى همان كسى باشد كه اين نظام بديع را پديد آورده و اين عالم را ايجاد كرده ، و تدبير نموده ، در انسانها خنده و گريه و مرگ و حيات و هلاكت قرار داده . ديگر به كداميك از نعمتهاى پروردگارت خود را مردد جلوه مىدهى ، و در كدامش شك مىكنى ؟ و اگر مساله هلاكت و گرياندن امتهاى طاغيه را هم نعمت خوانده ، با اينكه على الظاهر اينها نقمت و ناگوارى است ، براى اين بوده كه هر چند براى طاغيان نقمت است ولى از آنجايى كه در پديد آمدن نظام اتم و عمومى كه در عالم جريان دارد ، نظامى كه امور را به سوى استكمال خلق و رجوع كل به سوى خدا راه مىاندازد ، دخالت دارد ، نعمت است . و خطاب در آيه به همان كسى است كه اعراض كرد ، و اندكى انفاق نموده سپس از ادامه انفاق خوددارى نمود ، ممكن هم هست خطاب به رسول خدا ( ص ) از باب « پسرم به تو مىگويم همسايه تو بشنو » بوده باشد ، و به هر حال استفهام در اين جمله استفهام انكارى است . * ( « هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الأُولى » ) * بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : كلمه « نذير » هم مىتواند مصدر و به معناى انذار باشد ،

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 712 .